پنج شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۸

ایران با ۱۰۰ میلیارد دلار آزاد شده چه خواهد کرد؟

ایران با ۱۰۰ میلیارد دلار آزاد شده چه خواهد کرد؟

این روایت که ایران پس از رفع تحریم‌ها و دسترسی به ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده خود، باز هم در منطقه ماجراجویی خواهد کرد روایتی تأثیرگذار و باورپذیر، اما نادرست است.

بسیاری اکنون فرض را بر این گذاشته انذ که با تکمیل روند توافق جامع هسته ای، ایران که با تلاش فراوان از دست این تحریم ها خلاص شده، فرصت جدید را برای ماجراجویی منطقه ای مغتنم خواهد شمرد. در این نگاه، تهران که خیالش از مسئله هسته ای راحت شده است، هدف واقعی اش را که تسلط بر منطقه است عملی خواهد کرد.

این روایت، روایتی تأثیرگذار، باورپذیر و ترسناک است. اما علاوه بر این سه خصلت، غلط هم هست.

قطعاً ایران بخشی از درآمد ناشی از رفع تحریم ها و بهبود اقتصادی درازمدتش را صرف حمایت از گروه های مخالف ایالات متحده و شرکای این کشور خواهد کرد. اما در مورد این موضوع، به خاطر تلاقی چند عامل به طرز بسیار بدی اغراق شده است. دو عامل اصلی عبارتند از ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی ایران که دسترسی این کشور به آن به دلیل تحریم های مالی غیرممکن بوده است و پس از توافق آزاد خواهد شد؛ و دوم نگرانی های هیستریک درباره اینکه توافق هسته ای، تهران را قدرت برتر منطقه خواهد کرد.

حقیقت آن است که پشتیبانی ایران از عناصر رادیکال از زمان سقوط شاه آغاز شده است، و حتی در زمان سختی های اقتصادی هم متوقف نشده است. همان طور که سوزان مالونی، پژوهشگر موسسه بروکینگز، هم اشاره کرده است، بخش اعظم این حمایت ها از زمان جنگ ایران و عراق آغاز شد؛ دورانی که از نظر اقتصادی برای ایران مطلوب نبود. ایران حتی در دوران سختی تحریم ها هم از این گروه ها حمایت کرد و با وجود کاهش شدید درآمدها به خاطر محدودیت صادرات نفت و پایین آمدن قیمت آن، در سوریه سرمایه گذاری سنگینی کرد. مسئله حمایت ایران از تروریسم ربطی به منابع مالی آنان ندارد، بلکه بیشتر به اراده سیاسی، فرصت شناسی و مشوق های سیاسی (یا در موردی مانند سوریه، نیازها و ضرورت ها) بستگی دارد. توافق هسته ای تغییری در این روند ایجاد نخواهد کرد.

استدلال هایی که علیه لغو بخش اعظم تحریم ها مطرح می شود معمولاً به یک نکته ساده ختم می شود: اگر تهران بدون پول می تواند این قدر خسارت بزند، با ۱۰۰ میلیارد دلار چه کار خواهد کرد؟ اما این استدلال مبتنی بر این فرض است که ایران هیچ استفاده بهتری از ۱۰۰ میلیارد دلارش نخواهد کرد؛ مبلغی که حدود یک سوم تولید ناخالص ملی این کشور است. این مسئله با عقل سلیم در تناقض است. ایران مشکلات اقتصادی کهنه ای دارد که دولت نگران است در صورت حل نشدن به بحران بینجامد. این استدلال با حقایق تاریخی هم در تضاد است: دو سال پیش، ایران این ۱۰۰ میلیارد دلار را در اختیار داشت و آن را خرج اسد و حوثی ها یا دردسرسازی در منطقه خلیج فارس نمی کرد. پیش از ژانویه ۲۰۱۲ که ایران در صادرات نفت محدودیتی نداشت، نفت بشکه ای ۱۰۰ دلاری، سالانه ۸۸ میلیارد دلار درآمد برای این کشور به ارمغان می آورد. بعید است کسی ادعا کند تمام این پول به دست تروریست ها رسیده است. ایران این پول را صرف اولویت های داخلی و بعد سیاست خارجی کرده است، درست مثل هر دولت دیگری.

احتمال خیلی بیشتر آن است که فقط بخش کوچکی از این درآمد صرف چنین مقاصدی شده باشد. کسی نمی تواند به دقت درصد آن را پیش بینی کند و تخمین ها در مورد کمک سالانه ایران به سوریه از رقمی بین ۶ تا ۱۵ میلیارد دلار حکایت دارند. با فرض درست بودن این ارقام، اگر ایران میزان کمکش را دو برابر کند و به چیزی بین ۱۲ تا ۳۰ میلیارد دلار برساند، این رقم باز هم تنها بخش کوچکی از هزینه های دفاعی ایالات متحده یا کشورهای حاشیه خلیج فارس است. اگر واقع گرایانه نگاه کنیم، مقابله با چنین هزینه کردن هایی دشوار نیست.

با این حال، این دغدغه ها چالش مهمی را در کانون توجه قرار می دهد که ایالات متحده پس از امضای توافق با ایران باید با آن روبرو شود و آن عبارت است از طراحی یک سازوکار امنیتی کارآمد منطقه ای که بتواند بر نابسامانی های فعلی که بخش های گسترده ای از خاورمیانه را گرفتار کرده است فائق بیاید و ارتباط میان ایالات متحده و شرکای منطقه ای اش را مستحکم تر از قبل کند. چنین سازوکاری می تواند به ایالات متحده و شرکایش در خاورمیانه کمک کند که با اقدامات ایران مقابله نمایند و مهم تر از آن، برای مقابله با ماجراجویی های ایران در آینده ساختارهای پایداری به راه بیندازد. نشست اخیر سران ایالات متحده آمریکا و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس اولین گام در این راستا بود، اما در هفته ها و ماه های آتی باید شاهد اقدامات مشابهی باشیم.

تحریم ها باز هم در این میان نقش خواهند داشت. سیاست ایالات متحده این است که تحریم های مربوط به تروریسم (و تحریم های مربوط به تجارت تسلیحات) پابرجا بمانند، حتی اگر توافق هسته ای به سرانجام برسد. کارکرد بخشی از این تحریم ها، ترساندن بانک های خارجی از دادوستد با افراد و موسسات مشکوک در ایران و همچنین منع تجارت با شخصیت های حقیقی و حقوقی تحت تحریم است. علاوه بر این، دستورالعمل ها و استانداردهای سختگیرانه رایج در نظام بانکداری بین المللی که عمدتاً به خاطر مقابله با ایران تدوین شده اند، به همان قوت باقی خواهند ماند. مأموران مسئول تطبیق و ارزیابی بانک ها با توجه به جریمه هایی که موسسه های متبوعشان به خاطر بی توجهی به تحریم ها با آن رو به رو شده اند، هشیاری خود را حفظ خواهند کرد. هیچ کدام از این شرایط پس از توافق با ایران فرقی نخواهد کرد.

درست است که رفع تحریم ها پس از توافق هسته ای با ایران، پیامدهای منطقه ای خواهد داشت، اما اگر به جای این که از ایران لولو خرخره بسازیم راه حل های منطقه ای و همکاری با کشورهای خاورمیانه را مدنظر قرار بدهیم، خواهیم توانست با این پیامدها مقابله کنیم. توافق هسته ای و بستن راه ایران بر سلاح هسته ای دستاوردهای راهبردی برای منطقه خاورمیانه و فراتر از آن دارد که نباید چشممان را روی آنها ببندیم.

* ریچارد نفیو (Richard Nephew) پژوهشگر و مدیر برنامه حکومتداری، تحریم و بازارهای انرژی در مرکز سیاست های جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیای ایالات متحده آمریکا است. او پیش از این در شورای ملی امنیت آمریکا مدیر کارگروه ایران بوده و از آگوست ۲۰۱۳ تا دسامبر ۲۰۱۴ به عنوان عضوی از تیم مذاکره کننده ایالات متحده در گفتگوهای هسته ای حضور داشته است.

انتشار این مطلب صرفاً برای آگاهی خوانندگان از آخرین تحولات مربوطه در زمینه برنامه هسته ای صورت گرفته و به معنی تأیید محتوای مطلب نیست.

نویسنده: ریچارد نفیو

منبع: رویترز/ مترجم: علی عطاران

 

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در پنج شنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۸:۰۲ ب.ظ

دیدگاه