پنج شنبه, ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

معامله بزرگ ایران و روسیه؟!

معامله بزرگ ایران و روسیه؟!
افشای حضور چندین فروند بمب افکن های روسی در پایگاه هوایی نوزه همدان سرو صدای زیادی در رسانه ای ایرانی  و روسی به راه انداخت بطوریکه مقامات تهران و مسکو هرکدام از نگاه خود به این موضوع پرداخته و به اظهار نظر پرداختند.
پایگاه  تحلیلی “نشنال اینترست” به این موضوع پرداخته و تحلیلی را با عنوان “سه دلیلی که حضور بمب افکن های روسی در ایران یک معامله بزرگ بود” به قلم “دانیل دپتریس” منتشر کرد.

در این تحلیل آمده است:
از اقدام روسیه در استفاده از یک پایگاه هوایی ایران در حمله به مواضع داعش در خاک سوریه چه نتیجه ای می توان گرفت؟‌ مقامات اطلاعاتی آمریکا در حال کار کردن بر روی این موضوع هستند و گویی وزارت امور خارجه آمریکا تقریبا در این زمینه غافلگیر شده است.

چنانچه “مارک تونر”سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز ۱۷ آگوست در این باره به خبرنگاران گفت “ما تلاش می کنیم تا به ارزیابی بهتری درباره آنچه در  این خصوص روی داده است؛ دست پیدا کنیم ولی اساسا این اقدام نمی تواند مفید و سازنده باشد”.

در این جمله آخری در واقع بطور کامل حق با تونر است. از نقطه نظر واشنگتن که به لحاظ تئوری همچنان از برکناری بشار اسد رئیس جمهوری سوریه حمایت می کند، هر گونه نزدیکی روابط بین
مسکو و تهران به معنای تشدید خشونتها در سوریه و وارد آمدن تلفات بیشتر به غیرنظامیان خواهد بود و موجب تخریب هر چه بیشتر بیمارستانها و مراکز بهداشتی می شود و به اسد امکان می دهد تا پایه های قدرت خود را  در دمشق تحکیم بخشد.

ژنرال “دیوید بارنو “که زمانی فرماندهی نیروهای ائتلاف را طی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در افغانستان بر عهده داشت، این فعالیت روسیه را در داخل خاک  و مرزهای ایران، برگرفته از ذات و جوهره وجودی شخص “ولادیمیر پوتین” رییس جمهوری روسیه توصیف می کند و می گوید: این یک بار دیگر به ما نشان می دهد که پوتین همچنان تلاش می کند تا روسیه را ابرقدرت نظامی عمده جلوه دهد و از این مساله نیز هیچ ابایی ندارد که در هر فرصتی این موضوع را به رخ آمریکا و دوستانش در منطقه و جهان بکشد.

ایران در عین حال ضمن کم اهمیت جلوه دادن استفاده روسیه از پایگاه های هوایی نوژه، آن را در ادامه مشارکت ها و همکاری های دفاعی  دوستانه علیه گروه های تکفیری در سوریه توصیف کرده است.

با این همه دعوت از روسها برای فعالیت در داخل مرزهای ایران به قدری جنجال برانگیز بوده است که وزیر دفاع ایران را به انتقاد از نامردی و بی معرفتی مسکو در نحوه جلوه دادن این فعالیتها واداشته است. در هر حال واقعیت این است که به دلایلی این یک معامله بزرگ بود، هم از لحاظ جهت دهی به جنگ سوریه و هم از لحاظ دینامیک سیاسی منطقه در سطح وسیع تر.

اول
حضور موقت بمب افکن های دورپرواز توپولوف – ۲۲ ام روسیه در غرب ایران، دیگر مانند عملیات قبلی در سوریه نیاز به سوختگیری زیاد نبود. سوخت کمتر به معنای افزایش قابلیت برای حمل تسلیحات بیشتر است و به خلبانان روسی امکان می دهد تا مدت زمان بیشتری برای پرواز بر فراز اهداف مورد نظر و تکرار بمباران داشته باشند. از طرفی پرواز از ایران خیال خلبانان روسی را بابت نگرانی از  نقض حریم هوایی ترکیه راحت تر می کند و از طرفی پرواز بر فراز عراق که بر حریم هوایی خود کنترل کامل ندارد، برای خلبانان روسی امن تر و برای دولت روسیه کم هزینه تر است. اینها نکاتی است که مقامات نظامی روسیه هنگام درخواست مجدد از ایران برای میزبانی بمب افکن های روسی مد نظر خواهند داشت، البته اگر ایرانی ها با این درخواست موافقت کنند.

دوم
دیدگاه ژنرال بارنو   مبنی بر اینکه روسیه ابایی از به رخ کشیدن این وضعیت به آمریکایی ها نخواهد داشت، احتمالا بخش بزرگی از این معادله به شمار می رود.

اگرچه پایگاه هوایی همدان در مالکیت کامل ایرانی ها قرار دارد و روسها تنها در آن میهمانانی  موقت بودند، استفاده مسکو از این پایگاه یک بار دیگر نشان داد که ولادیمیر پوتین می تواند هر بار باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا را غافلگیر کند و ثابت کرد سیاست آمریکا در سوریه تا چه اندازه شکننده و مبهم و پیچ در پیچ است.

روسها به خوبی می دانند که در سوریه چه می خواهند – دولت دمشق دولتی است که حرف مسکو را می خواند و مسکو از همه منابع نظامی برای تقویت این رژیم و تحکیم پایه های آن بهره برداری خواهد کرد. اینچنین است که وقتی مذاکره کنندگان به کرملین باز می گردند زمینه برای کسب بهرتین توفق مهیا شده است.

در مقایسه؛ آمریکا سیاستی سردر گم در سوریه دارد، از دید واشنگتن بشار اسد غده ای سرطانی است که اجازه داده است تا گروه های تروریستی مانند داعش به بقای خود ادامه دهند ولی شدت سرطانی بودن این غده به اندازه ای نیست که آمریکا خطر مداخله نظامی در سوریه به جان بخرد، مداخله ای که ممکن است به درازا بکشد و هزینه های غیر قابل پیش بینی را برای کاخ سفید به دنبال داشته باشد.

 سوم

ایرانی ها با دعوت از بمب افکن های روسیه در خاک خود تاریخ ساز شدند. نگهداشتن بشار اسد در کاخ ریاست جمهوری خود در دمشق آن قدر برای منافع سیاست خارجی ایران در منطقه مهم بود و کفایت می کرد که سنت سی و پنج ساله خود را بشکند – سنتی که بر پایه عدم دعوت از نیروهای نظامی خارجی به داخل خاک ایران استوار بود.

ولی از طرفی نگاهی نزدیکتر به همکاری های ایران و روسیه در سوریه این خوش بینی را برای برخی در دولت اوباما پدید آورده است که تهران تا حدودی پس از امضای توافق هسته ای با غرب رفتار خود را در منطقه تعدیل کرده است. در هر حال با وجود مصالحه بر سر توانمندی غنی سازی هسته ای ایران و برقراری تماس های بیشتر میان مقامات ایرانی و دیپلمات های آمریکایی، ایران و آمریکا همچنان در بزرگترین مناقشات کنونی در منطقه خاورمیانه در دو سوی مخالف ایستاده اند.

با این همه یک نقطه روشن برای آمریکا وجود دارد:  دعوت از روسها به داخل کشور به قدری برای سیاستمداران ایرانی امری حساسیت برانگیز بود که وقتی سر و صدای این کار بیش از اندازه بلند شد، تهران مجبور شد تا پریز را بکشد.

“حسین دهقان” وزیر دفاع ایران به افکار عمومی کشور اطمینان داد که هیچ توافق نوشته شده ای با مسکو وجود ندارد که منجر به وضع قانونی درباره ترتیبات نظامی کوتاه مدت اینچنینی شود. مقامات ایرانی به روشنی از این موضوع عصبانی بودند که روسها مسئله همکاری نظامی دوجانبه را که قرار بود پنهان نگهداشته شود، اینگونه علنی و در بوق و کرنا کردند. باید منتظر ماند و دید آیا این نارضایتی موجب خواهد شد ایرانی ها از صدور مجوز استفاده مجدد از پایگاه هوایی خود برای روسها در آینده سر باز بزنند یا خیر. آنچه که در هر حال بسیار واضح و روشن است این است که روسیه همچنان از بحران سوریه به عنوان راهی برای نمایش قدرت خود در منطقه بهره برداری می کند.

منبع : فرارو

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۴:۵۹ ب.ظ

دیدگاه