چهارشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۸

مردم پای انقلاب ایستاده اند؛مسئولان چطور؟

مردم پای انقلاب ایستاده اند؛مسئولان چطور؟
 ۴۰ سال از انقلاب اسلامی و میوه آن یعنی جمهوری اسلامی ایران گذشت .انقلابی که در طی این چهل سال با وجود فراز و نشیب ها ،مشکلات و بحران های داخلی و خارجی همچنان حرکت رو به جلو خود را ادامه داده است.

برای بررسی مسیر طی شده و زمینه های تثبیت و تکامل انقلاب در گام اول باید ضعف ها و قوت ها را شناخت و متناسب با آن نقشه راه و برنامه طراحی و تدوین کنیم.

اگر دلیل انقلاب و انگیزه مردم برای به ثمر نشستن آن را مبارزه با فقر ،تبعیض ،فساد،فاصله طبقاتی، و ناهنجاری هایی از این قبیل بدانیم باید باور کنیم که هنوز در متن جامعه و فضای عمومی کشور این مسائل و مصداق های آن وجود دارد و ریشه کن نشده است و کسی  نمی تواند مدعی شود که همه چیز در اوج خوبی و خوشی و مطلوبیت است و یا  وجود ناهنجاری را انکار کند یا فکر کند همین که انقلاب شد یکباره و در چشم به هم زدنی مشکلات نابود شده و هر چه هست آرامش و بهشت برین است.

انقلاب به عنوان یک پدیده اجتماعی و ساختار سیاسی درست مانند یک انسان که اجزا و عناصر وجود او در یک رابطه انداموار با هم ارتباط دارند ممکن است در سن چهل سالگی که سن پختگی و بازآفرینی نیروی جوانی هم هست  به عنوان یک ساختار و پیکر دچار تب  و سایر عوارضی شود که وجود آن عقلی اما درمان نکردنش غیر عاقلانه و کاری اشتباه است. هر چند این تب کردن ها نه تنها بد نیست که هشداری برای فهمیدن بیماری است.

تب جامعه که در نارضایتی و حتی اعتراض دیده می شود ما را به وجود یک عفونت و بیماری می رساند که اگر به موقع به داد آن نرسیم هزینه و مشکلات بیشتری را بر بیمار سوار می کند .درد های انقلاب و مشکلات هم شباهت نزدیکی به این امراض دارد که اگر درست شناسایی شود و بفهمیم علت آن چیست چه بسا به سادگی با نسخه هایی معمولی و عادی درمان می شود.اما اگر به فکر درمان نباشیم نه تنها خبری از بهبودی نیست بلکه یک عارضه و بیماری عادی مثل سرماخوردگی می تواند یک فرد و حتی یک ساختار را با مشکلات پیچیده ای روبه رو کند که درمان آن مستلزم سختی ها و رنج های فراوانی خواهد بود که دیگر با دارو های مُسکن که فقط درد را پنهان و نه درمان می کند برطرف نمی شود.

در جامعه درد های زیادی وجود دارد که  از فقر و تبعیض و جهل تا درد معیشت و بی عدالتی  را شامل می شود. باید در یک بررسی مشخص کرد که علل وجود و دلیل تداوم آن چیست .کدام درد اساسی باعث شده عوارض و نشانه های دردناک دیگری هم بر آن سوار شود.ریشه درد های انقلاب را باید شناخت و اتفاقا صادقانه با مردم در میان گذاشت نه اینکه بر اساس قاعده “بی خبری و خوش خبری ” مشکلات و بحران ها را پنهان کرد.اینجا همان نقطه ای است که مردم مثل همیشه چه در جنگ و چه در تحریم و مصیبت های ناشی از آن با شهامت و مردانگی و همراهی مطلق حتی زندگی خود را رها می کنند و جانانه در برابر درد ها و مشکلات سینه سپر می کنند البته به شرطی که درد ها را درست تشخیص دهیم .

فرد اگر بیماری خود را از خانواده به هر دلیلی چه علت عاطفی و چه دلایل دیگر پنهان کند موجودیت خود را به خطر می اندازد. شهدایی که در کوران انقلاب و پیش از آن در مبارزه با رژیم پهلوی جان خود را فدای انقلاب و آرمانش کردند با شهادت شان می خواستند بفهمانند که مادامی که آزادی نباشد ،امنیت ،ثروت و قدرت او اصالت ندارد.درمان درد های انقلاب در درون این اصل مهم یعنی محرم دانستن مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب انجام می شود و شرط اساسی و اصلی آن در میان گذاشتن درد با مردم است.مردمی که این روزها در تنگنا و عسرت هستند اما پای انقلاب شان ایستاده اند.

برای تحقق و مستقر شدن آن خون داده اند و فرزندان و عزیزانشان را در راه مبارزه با بی عدالتی فدا کرده اند اینک اما نوبتی هم که باشد نوبت مسئولین است که از با مردم همدلانه تر و ساده تر و صمیمیانه تر بنشینند ،حرف بزنند ،دردها را بگویند و برای درمان و بهبود از مردمی یاری بخواهند که برای تداوم انقلاب و سربلندی میوه آن از هیچ تلاشی فروگذار نیستند.کلام نورانی حق سرلوحه رفتار مسئولین باشد آنجا که خداوند تبارک و تعالی می فرماید 《وای بر نمازگذاری که برادرش را از کمک و مساعدت محروم کند .حتی اگر جزئی و کوچک باشد 》این بدان معنی است که نماز که عبادت و پرسش خداوند است اگر با بی توجهی به مردم همراه باشد با 《وای》بر انسان همراه خواهد بود.نمی توان عشق و ایمان به خدا و عشق و احترام به انسان خصوصا رنج دیدگان را از هم جدا کرد.*
*حدیث سحرگاهان اثر امام موسی صدر ؛تفسیر سوره مائده

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۵۱ ب.ظ

دیدگاه