سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۸

همسر ناصر حجازی ‌و‌برنامه‌هایش‌درانتخابات‌هشتم‌ریاست‌جمهوری؛ قرار بود دو برادر من وزیر کابینه ناصر شوند

همسر ناصر حجازی ‌و‌برنامه‌هایش‌درانتخابات‌هشتم‌ریاست‌جمهوری؛ قرار بود دو برادر من وزیر کابینه ناصر شوند

ناصر حجازی از بین ما رفت اما با هر اتفاق خاطراتش در ذهنمان مرور می‌شود. در ورق زدن‌های ذهنمان به این نکته می‌رسیم که به غیر از دروازه‌بانی خوبش، دل پاکش و البته زبان تند و تیزش، کارهای دیگری انجام داده است. او ۲‌دوره پیش کاندیدای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری شد و همه را شوکه کرد؛ حتی خانواده خودش!  ناصر حجازی در انتخاباتی ثبت‌نام کرد که چهره‌های سیاسی قدرتمندی در آن حضور داشتند. البته به دلیل نداشتن عنوان رجل سیاسی در پیشینه کاری‌اش رد صلاحیت شد اما همان روزها به یکی از  خبرسازترین چهره‌های انتخاباتی کشور بدل شد. مابقی ماجرا را از زبان نازی شفیعی،  بخوانید..

خانم شفیعی؛ ناصرخان آن‌قدر کارهای ماندگار داشته که بعید است به همین زودی‌ها بتوان او را از صدر اخبار ورزشی پایین آورد. هنوز هم همان شوق روزهای گذشته در بین هوادارانش دیده می‌شود. نظر خود شما چیست؟

بله‌؛ هنوز هم هواداران ناصر پیش من می‌آیند و در مورد او از من می‌پرسند. واقعا به  این زودی‌ها ناصر فراموش نمی‌شود چون مرد بزرگی بود. مردم خاطرات زیادی از ناصر دارند، نه فقط به خاطر فوتبالش بلکه به خاطر رفتارش در جامعه و تصمیم‌هایی که می‌گرفت پیش مردم حتی پرسپولیسی‌ها محبوب بود.

می‌خواهیم درباره یکی از جالب‌ترین و عجیب‌ترین اقدامات مرحوم حجازی صحبت کنیم. روزهایی که او نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد و اتفاقات زیادی در پی این نامزدی به وجود آمد. خود شما هم قبول دارید که یکی از کارهای عجیب ناصر‌خان کاندید شدن برای انتخابات ریاست جمهوری بود؟

نه یکی از کارها که به نظر من عجیب‌ترین کاری بود که همسرم انجام داد و من را هم مثل خیلی‌های دیگر شوکه کرد!

یعنی شما خبر نداشتید که قرار است حجازی، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری بشود؟

نه خبر نداشتم. اصلا روز عجیب و غریبی بود. اینقدر تعجب کرده بودم که فقط می‌خندیدم. (با خنده‌هایی که یاد‌آور روزهای قدیم بود این حرف را زد.)

چرا برایتان عجیب بود؟ از این دست کارها، هیچ‌وقت انجام نداده بود؟

چرا اتفاقاً کارهای خاص زیادی کرده بود اما خوب در موضوع سیاست اصلا باور‌کردنی نبود. راستش چون ناصر سیاسی نبود نمی‌دانم پیش خودش چه فکری کرد؟

قبلا گفته بودید ناصر‌خان در تمام مسائل زندگی با شما مشورت می‌کرد؟

این تصمیم را بدون این‌که به من بگوید گرفت. فکر کنم می‌دانست که من اجازه نمی‌دهم این کار را انجام بدهد.

چه زمانی متوجه این موضوع شدید‌؟

روزی که رفت ثبت‌نام کرد به خانه آمد و من هم گیج شده بودم. یعنی وارد خانه که شد به من گفت راستی من امروز برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کردم.

دلیل مخالفت شما چه بود‌؟ چرا نمی‌خواستید این کار را انجام بدهد؟

ناصر آدم سیاسی نبود. یک عمر در فوتبال بود. نمی‌توانست در سیاست باشد. این کارها آدم خودش را می‌خواهد. من نمی‌خواستم درگیر موضوعات سیاسی شود.

پس به نظر شما ناصرخان مرد سیاست نبود؟

نه که نبود. وقتی به خانه آمد و جریان را به من گفت، به او گفتم آخه پیش خودت چه فکری کردی؟ تو رو چه به سیاست و ریاست‌جمهوری؟!

ناصرخان در جواب شما چه دلیلی آورد؟

خیلی راحت بود. با موضوع خیلی ساده برخورد کرد و به من گفت فقط می‌خواستم ببینم چقدر رای می‌آورم!

همین؟پس ناصرخان قصد نداشته کار سیاسی بکند؟

اگر انتخاب می‌شد دیگر باید این کار را می‌کرد. اما فکر کنم خودش هم می‌دانست که نمی‌خواهد رئیس‌جمهور بشود.

ناصرخان  از  تایید یا  عدم تایید صلاحیتش حرفی نمی‌زد؟

پیش از رد صلاحیت که نه اما وقتی خبر دادند که نمی‌تواند در انتخابات حاضر باشد به من می‌گفت که به خدا اگر رد صلاحیت نمی‌شدم حتما رای می‌آوردم. خیلی به حمایت مردمی امیدوار بود.

شما هم همین اعتقاد را داشتید؟

بله. البته من از روز اول به ناصر گفتم که  به‌عنوان یک‌چهره سیاسی مطرح نیستی و به مرحله بعد نمی‌روی.

چرا این‌قدر مطمئن بودید؟

چون ناصر تا حالا هیچ کار اداری هم حتی انجام نداده بود و به کارهای سیاسی وارد نبود. ناصر حتی یک نامه اداری ننوشته بود حالا چطور می‌خواست ریاست کند؟  برای رئیس‌جمهور شدن واقعا باید آدم سیاسی باشد و این شرط را هم نداشت.

پس تنها دلیلش همان رای آوردن بود؟

بله، ناصر می‌خواست ببیند چقدر محبوب است. به قول معروف بعد از این همه سال می‌خواست خودش را محک بزند.

ناصرخان هم گفته بود از فوتبالی‌ها رای می‌آورد؟

یک در‌صد هم شک نداشت که رای می‌آورد. حتی پرسپولیسی‌ها او را دوست داشتند و در مراسم ختم او نشان دادند. ناصر راحت ۲۰ تا ۳۰‌میلیون رای می‌آورد. خدابیامرز خودش هم این حرف را می‌زد.

پس حساب همه جا را کرده بود؟

ناصر حتی تمام وزیرهایش را انتخاب کرده بود!

جدی؟در مصاحبه‌هایش فقط از معاونش که علی پروین بود گفته بود!

(می‌خندد) بله ناصر و علی‌آقا خیلی با هم دوست بودند و به همین دلیل او گفته بود اگر رئیس‌جمهور بشود معاون اولش علی پروین است. ناصر می‌خواست همبازی‌هایش را روی کار بیاورد؛ کسانی که یک عمر زحمت کشیدند اما به جایی نرسیدند. می‌گفت همه این‌ها را می‌آورم داخل کابینه‌ام.

پس می‌توانیم بگوییم وزرای انتخابی آقای حجازی همه فوتبالی بودند؟

به غیر از یکی، دو نفرکه از فامیل بودند بقیه فوتبالی بودند.

یکی، دو نفر؟

من یک برادر دارم که واقعا مدیر لایقی بود. نمی‌خواهم تعریف بیخود بکنم همه حرف من را تایید می‌کردند.

برادر شما قرار بود وزیر کدام وزارتخانه شود؟

وزیر اقتصاد!

پس ناصرخان حسابی به فامیل شما علاقه‌مند بود.

ناصر، برادرم را خیلی دوست داشت. برادر من بهروز شفیعی ۳۰‌سال کار کرد و مدیر بانک صنعت و معدن بود. واقعا آدم درستیه. مثل خود ناصر، آدم صادقی بود. او حتی وقتی بازنشسته شد دنبالش آمدند و دوباره سرپستش کردند.

اما ناصرخان رئیس‌جمهور نشد تا برادر شما هم وزیر اقتصاد نشود!

برادر من ۳۰‌سال زحمت کشید و زندگی معمولی دارد. ناصر همیشه می‌گفت: «بهروز لیاقتش بیشتر است. کاش می‌توانستم کاری برایش بکنم تا به حقش برسد.»

باز هم از فامیل کس دیگری را انتخاب کرده بود؟

شاید برایتان جالب باشد. اتفاقا ناصر می‌خواست یکی دیگر از برادران من را وزیر پست بکند!

ایشان سابقه‌ای هم در این کار داشتند؟

بله، برادر من مدیر کل پست بود و کارش هم خوب بود. ناصر می‌خواست بر اساس توانایی هر کسی او را سر کاری بگذارد.

برای شما پستی در نظر نگرفته بود؟

نه، هیچ‌وقت حرفی نزد. من هم حوصله نداشتم!

ناصرخان چرا می‌خواست از اعضای فامیل همکارانش را انتخاب کند؟

خودش می‌گفت: «دوستانم و فامیل هوای من را دارند. اگر آشنایانم اطرافم باشند ضربه نمی‌خورم و هرکدام را سر کاری می‌گذارم.»

به غیر از علی پروین از روی کار آوردن بقیه همبازیانش حرفی نزده بود؟

من که یادم نمی‌آید اما می‌گفت: «می‌خواهم همبازیانم را بیاورم تا آن‌ها هم به حقشان برسند.»

ناصرخان فکر می‌کرد یک فرد ورزشی بتواند در سیاست دوام بیاورد؟

گفتم که او از این کارها بلد نبود. اما اگر رای می‌آورد حداقل اوضاع در ورزش فرق می‌کرد.

چطور؟

شما ببینید سیاسیون وارد ورزش شدند. اگر ناصر رئیس‌جمهور می‌شد حداقل در ورزش همه را در جای مناسب قرار می‌داد. مگر آدم‌های سیاسی کار فوتبالی بلد بودند؟ اما می‌بینیم که الان روی کار آمدند و ورزش را اداره می‌کنند.

پس شما مخالف حضور  سیاسی‌ها در  پست‌های تخصصی فوتبال هستید؟

هر کسی باید سر جای خودش باشد. ناصر اگر روی کار می‌آمد  فوتبال درست می‌شد چون آدم درستی بود. نمی‌خواهم بگویم بقیه نادرست هستند، آن‌ها هم صلاحیت داشتند که روی کار هستند اما سر جای خودشان نیستند. کاش ناصر هم کار اداری و سیاسی بلد بود.

چرا با افسوس حرف می‌زنید؟

نه، افسوس نمی‌خورم. همین که ناصر جربزه‌اش را داشت و خودش را کاندید کرد، بس است. همین باعث افتخار من و بچه‌هایم است.

راستی آتیلا و آتوسا وقتی متوجه شدند حرفی نزدند؟

نه، فقط سکوت کردند. همه می‌دانستیم رئیس‌جمهور نمی‌شود.

فقط وارد نبودن به کارهای سیاسی و اداری را دلیل رد صلاحیت می‌دانید؟

بله، و این‌که سیاستمدار نبود. چطور؟

چون ناصرخان همیشه واقعیت را می‌گفت. یعنی آدم رک و راستی بود و اینطور صحبت کردن اساسا در عالم سیاست در گوشه گوشه دنیا مرسوم نیست.

فکر نکنم به خاطر این موضوع ناصر را رد صلاحیت کرده باشند. ناصر می‌خواست محبوبیت خودش را بسنجد.

اما نتوانست‌.

اتفاقاً به نظر من ناصر بالاخره میزان محبوبیتش را فهمید. بعد از مرگش به همه ثابت شد ناصر را چقدر دوست دارند. وقتی در برنامه نود نظرسنجی گذاشتند و ۵/۴میلیون پیامک فرستادند و البته وقتی گفتند که خیلی از پیامک‌ها نرسید!

یاد آن روزها افتادید.. اگر یک‌بار دیگر ناصرخان کاندیدا می‌شد باز هم این حرف‌ها را می‌زدید؟

فقط می‌گویم  ناصر اگر واقعا وارد عالم سیاست می‌شد، آسیب می‌دید.

همشهری تماشاگر

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در شنبه, ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۳ ب.ظ

دیدگاه