چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸

نامه ی وارده : در حاشیه یک بازدید : به خود بالیدم…

بامداد نیوز / اخیرا پس از حضور وزیر محترم  راه و شهر سازی در بوشهر و افتتاح چند طرح عمرانی  ، در دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ، حضور ایشان در محل بیمارستان تازه تاسیس بوشهر و نوع ارتباط وزیر محترم  با یکی از پزشکان صاحب نام استان بوشهر  مورد توجه  یکی از کاربران  بامداد  نیوز شده است . وی دیده ها و شنیده های خود را برای درج در بامداد نیوز ارسال  نموده و بامداد نیوز  با رعایت امانت  داری متن ارسالی وی را  به شرح زیر برای بهره برداری  کاربران محترم بدین شرح منتشر می نماید .

در حاشیه یک بازدید : به خود بالیدم
در سفر اخیر مقام محترم وزیر راه و شهرسازی جناب آقای مهندس نیکزاد جهت تهیه گزارشی در معیت ملازمان ایشان همراه بودم. با افتتاح پروژه های بندری و دیگر برنامه ها از اینکه شاهد پیشرفت و آبادانی شهر و استانمان بودیم بسیار خوشحال و خرسند و سراپا غرق شعف و شادمانی بودیم. جهت بررسی وضعیت پروژه به بیمارستان در حال ساخت رسیدیم که قائدتا” می بایست اواخر مراحل ساخت و نزدیک به بهره برداری باشد. وزیر محترم به همراه استاندار و سایر مستولین و مدیران کل همانجور که مشغول بازدید و بررسی چگونگی کارهای انجام شده بود ضمن کسب اطلاع با سوالهای خود نفس ها را در سینه بند آورده بود. به موردی رسید که استاندار نیاز دید از مسئولین دانتشگاه علوم پزشکی جویای کار شود . به دور و بر خود نگاه کرد جمعی از معاونین و مسئولان دانشگاه حاضر بودند. به یکباره نام دکتر شفیعی را صدا زد.

من تا آن موقع از دور و در صدا و سیما ایشان را دیده بودم و در جریان زحمات و تلاشها و افتخار آفرینی های ایشان برای استان بودم ولی هیچگاه از نزدیک با ایشان روبرو نشده بودم و راستش را بخواهی خیلی مشتاق بودم از نزدیک با ایشان آشنا شوم ولی توفیق پیدا نکرده بودم . در ذهنم انتظارات دیگری از ایشان داشتم که با اینهمه بزرگی می بایست حتما” از آدمهای آنچنانی باشد ولی ایشان چنان با متانت و فروتنی خاصی پیش آمد که گویا نه انچنان است که در باره ایشان شنیده ایم و یا دیده ایم . پس از معرفی ایشان به وزیر توسط استاندار چنان با وزیر سخن گفت که احساس کردم وزیر محترم شیفته ایشان گردید چنانکه بعد از لحظاتی وزیر سر در گوش ایشان گذاشت و حرفهایی زد که هیچکس نشنید و نفهمید درست مثل دوستانی که انگار سالها با هم سر یک سفره نشسته باشند.

با خودم گفتم شاید از فبل با همدیگر آشنا باشند ولی با آن طرز معرفی استاندار مشخص بود که برخورد اول آنها می باشند. برایم جای تعجب بود و خیلی دوست داشتم بدانم وزیر راجع به چه چیزاینگونه صمیمانه و چه حرف هایی در گوشی به دکتر زده است درحالیکه حتی با استاندار و مدیر کل اداره خود نیز اینگونه نبود ولی راستش چون آشنایی قبلی با ایشان نداشتم به خودم اجازه ندادم از ایشان سوال کنم . بعد از بازدید از قسمتهای دیگر باز هم در فرصتی دیگردر حالیکه وزیرگرم بازدید و بررسی پروژه بود آقای دکتر را به گوشه ای کشانید و بطور خصوصی و صمیمانه مطالبی رد و بدل شد. من در بازدیدهای مختلفی شرکت کرده بودم ولی تاکنون شاهد چنین چیزی نبودم و عرف نبود در جمعی که مسئولین طراز اول استان و مقامات ارشد استان حضور داشته باشند ایمگونه وزیر با کسی گرم بگیرد و خصوصی صحبت کند. بیشتر کنجکاو بودم و حس کنجکاوی من باعث شد که بیشتر دنبال قضیه باشم که جریان چیست ولی متاسفانه پس از بازدید از بیمارستان آقای دکتر از ما جدا شد و فرصت پیش نیامد سر حرف را با ایشان باز کنم و ما هم راهی عالیشهر و انجام بازدید از سایر پروژه ها گردیدیم. هرچند خیلی مشتاق بودم که از وزیر بپرسم با آقای دکتر چه گفتی ولی وضعیت جوری نبود که بتوانم به حس کنجکاوی خود پایان دهم .

پس از اتمام بازدید ها برای بدرقه وزیر محترم عازم فرودگاه شدیم . به فرودگاه که رسیدیم دیدم آقای دکتر آنجا منتظر است و پس از احوالپرسی مجدد و صمیانه با وزیر همراه ایشانوارد فرودگاه گردید . دیگر مطمئن شدم حتما” یک چیزی هست و باید با خبر شوم. داخل که رفتیم آقای دکتر بسته ای از جیب خود بیرون آورد که حاوی مقداری دارو بود و به وزیر داد و توضیحاتی که طریق مصرف و چکونگی استفاده از داروها بود به ایشان دادو آقای وزیر هم ضمن تشکر از ایشان در حالیکه جمع کثیری از مسئولان ارشد استان ایشان را احاطه کرده بودند پس از خداخافظی از گیت رد شد. ولی ایشان حتی بعد از عبور از گیت نیز در حالیکه جمع زیادی از افراد بین ایشان و دکتر فاصله انداخته بود از دور با صدای بلنذ اسم دکتر را به زبان آورد و با صدای بلند جوری که همه می شنیدند از دکتر خداحافظی میکرد گویا بدینطریق می خواست بفهماند که دارد جواب محبت دوستی را می دهد.
تا اینجای قضیه شاید حس کنجکاوی من برطرف شده باشد و جواب سوالم را پیدا کرده باشم ولی آنچیز که برایم مهم بود و اهمیت داشت و احساس غرور بهم دست داد این بود که در کنار افرادی دارم زندگی می کنم وشهرو استانم دارای بزرگانی هست که هرچند در ردای وزیر نیستند اما الحق که در بزرگی و انسانی کمتر لنگه ای از آنان پیدا می شود. با خودم فکر کردم دلیل اینکه وزیر مملکتی به پزشکی در استان محرومی اعتماد می کند که درمان درد خود را از او بخواهد چیست؟ آیا به پزشک دسترسی ندارد؟ در صورتی که هیئت محترم وزیران توانایی بهره مندی و دسترسی به حاذق ترین طبیبان در تهران را دارند. آیا به علت دور بودن از مرکز و ماموریت امکان دسترسی به طبیبان پایتخت برایشان نیست ؟ که با پرواز هواپیما در عرض یک ساعت در تهران خواهند بود و بلافاصله هر پزشکی را که تمایل داشته باشند می توانند دسترسی داشته باشند؟ آیا پزشک مطمئن و خوب در اختیار ندارند؟ که مجرب ترین و بهترین متخصصین معمولا” در پایتخت مستقر هستند.

پس دلیل آن این چیز ها نیست بلکه اعتماد و اطمینانی که یک وزیر به یک پزشک در استانی دور افتاده می کند به دلیل گنج بزرگی است که در اینجا نهفته است و ما خود از داشته های خود بی خبریم.اینجا بود که بر خود بالیدم و اخساس غرور کردم که استان ما دارای افراد بزرگی است که مایه افتخار و سربلندی ما می باشد. هرچند که تاکنون ما از وجود این ذخائر عظیم در استان غافل مانده ایم و افراد همچون دکتر شفیعی در استان کم نیستند که لازم است شناسایی شده و به مسئولان و مردم معرفی گردند ولی متاسفانه در جاههایی که باید از اینگونه افراد قدردانی شود مثل روز بوشهر و یا سایر مناسبتها که معمولا” از افرادی تشکرو قدردانی می شود که ضمن احترام و ارادت برای همه آن بزرگان و سروران ولی حاضر نیستند حتی در این استان خدمت کنند و حتی با وجود نداشتن مشکل در این استان زندگی کنند اما افرادی چون دکتر شفیعی که امکان زندگی در بهترین نقاط کشور و حتی اروپا را هم دارند رنج ماندن در شهر و دیار را بر خود هموار نموده اند تا بتوانند سبب پیشرفت و سربلندی این آب و خاک و کشور گردند. عمرشان مستدام و راهشان پر رهرو و اجرشان درآن دنیا با پروردگار دانا و توانا که تنها اوست که می توتند پاداش اعمال نیک دیگران را بدهد.

علی  / کاربر بامداد نیوز

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در جمعه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۷ ب.ظ

دیدگاه