سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۸

علی مطهری ؛ مرد سال ۱۳۹۰

علی مطهری ؛ مرد سال ۱۳۹۰

علی مطهری روزگاری نه چندان دور، در نقد فضای سیاسی ناآرام کشور در زمان دولت خاتمی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را علت العلل ناآرامی های سیاسی دانست و پیشنهاد کرد که اعضای این سازمان را مدتی در یک باغ، با امکانات و پذیرایی کامل، نگهداری کنند تا همه ببینند فضای سیاسی ایران در غیاب این چپگرایان کهنه کار، چگونه آرام می شود.

اینک چند سالی است که اعضای آن سازمان در فضای سیاسی ایران نقش آفرین نیستند. برخی از آنها امروز در خانه هایشان در زیر سقف سکوت ماوی گزیده اند و برخی دیگر نیز به جای آن باغ راهی زندان اوین شده اند. هر چه هست، دیگر از مجاهدین انقلاب اسلامی خبری نیست که نیست. اما فضای سیاسی کشور همچنان ملتهب و ناآرام است.

چرخ زمانه چرخیده و امروز کسان دیگری در صحنه سیاست ایران پیدا شده اند که علی مطهری را یکی از عوامل اصلی ایجاد التهاب در کشور می دانند. مولانا در مثنوی شریف خود می گوید:

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

فعل تو کان زاید از جان و تنت

همچو فرزندی بگیرد دامنت

باری، سخنی را که علی مطهری روزگاری در نقد دیگران گفت، امروز دیگران در نقد او می گویند. اما علی مطهری در سال ۱۳۹۰ چه کرد که چنین موقعیتی در فضای سیاسی ایران نصیبش شد؟

ریسمان ارتقاء موقعیت سیاسی مطهری در جامعه ایران، به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ گره خورده است. اگر آن انتخابات بی حرف و حدیث به پایان می رسید، علی مطهری همچنان محافظه کاری بود که دغدغه اصلی اش اجرای احکام شرع انور بود. اما در آن انتخابات، آن رفت که همه می دانند و همین امر موجب شد که فرزند تئوریسین اصلی نظام جمهوری اسلامی، پا بر پله اپوزیسیون بگذارد و از بسیاری از ملاحظات بگذرد.

علی مطهری در ادامه انتقاداتش از وضع موجود، به سال ۱۳۹۰ رسید. سال ۹۰ برای مطهری “سال سوال” بود. پس از آنکه رئیس جمهور اصولگرایان، در اعتراض به حضور مصلحی – وزیر اطلاعات – در کابینه اش، از کابین هدایت کشتی دولت به درآمد و سکان سیاست را رها کرد، انتقادات اصولگرایانه از رئیس جمهوری که دیگر حتی چهر و مویش نیز رنگ و روی اصولگرایی نداشت، آغاز شد.

در نقد احمدی نژاد، هر کس سخنی گفت و اندرزی داد و موعظه ای کرد و تهدیدی. اما علی مطهری راه عمل برگزید و طرح سوال از رئیس جمهور طراحی کرد و آن را فرستاد برای دامادشان که بر صندلی ریاست مجلس می نشیند.

البته از آن هنگام که مطهری نمایندگان اصولگرا را مجاب می کرد که طرح سوال از رئیس جمهور را امضا کنند، تا وقتی که هیات رئیسه مجلس رسماً اعلام کند طرح به دستش رسیده است، زمان زیادی سپری شد. در این مدت تقریباً شش ماهه، علی مطهری بارها و بارها از سوی اصولگرایان نصیحت شد که قید سوال از رئیس جمهور را بزند؛ به گونه ای که او دیگر باورش شده بود که طرح این سوال به رویایی محال می ماند.

هم از این رو، فرزند مرتضی مطهری با خود اندیشید حال که مجال طرح این سوال نمی یابم، پس آن به که دست از دامن مجلس بشویم و در عالم نقد و اعتراض، رهی دیگر بپویم.

این گونه شد که علی مطهری نامه استعفا نوشت . استعفای مطهری در مجلس بررسی شد و با رای قاطع نمایندگان مجلس، رای مخالف گرفت و علی مطهری در مجلس اصولگرایان باقی ماند.

پس از آن، مطهری بر بی خطر بودن سوال از رئیس جمهور تاکید کرد و گفت:” اگرچه برخی افراد وابسته به دولت نقل قول‌هایی از مخالفت رهبری با طرح سؤال از رئیس‌جمهور بیان می‌کنند ولی بر اساس نشانه‌هایی که از مقام معظم رهبری مشاهده کرده‌ام، ایشان نظر مخالفی در این خصوص ندارند، ایشان همزمان با مباحثی که در مجلس در خصوص طرح سؤال از رئیس جمهور مطرح بود، در کرمانشاه تأکید کردند رهبری اساسا در این گونه مسائل دخالت نمی‌کند. احساسم این است که این سخن ناظر به طرح سؤال از رئیس جمهور بود. ”

وی سوال از رئیس جمهور را عامل نزدیکی و تفاهم مجلس و دولت دانست و در این باره گفت: ” طرح سوال از رئیس جمهور باعث تفاهم بیشتر دولت و مجلس می شود. بجای اینکه دولت و مجلس از راه دور مواضع یکدیگر را گلوله باران کنند می نشینند و با هم صحبت می کنند.”

علی مطهری همچنین این پرسش را پیش روی حامیان دولت گذاشت تا آخرین ردیه خود را بر انتقادات مربوط به ” سوال از رئیس جمهور ” مطرح کرده باشد ؛ پاسخی در برابر کسانی که می گفتند سوال از رئیس جمهور آب به آسیاب رسانه های آمریکایی و اسرائیلی می ریزد : “سوال از رئیس جمهور را بگذاریم برای بعد از نابودی آمریکا و اسرائیل و تعطیلی رسانه های خارجی؟”

به هر حال پس از کش و قوس های فراوان، مطهری موفق شد سوال از رئیس جمهور را از اعماق رویا به آستانه واقعیت بکشاند.
محمود احمدی نژاد به مجلس آمد تا امری نیازموده در جمهوری اسلامی، آزموده شود: سوال از رئیس جمهور! سوالی که البته جز خستگی و ملال دستاورد دیگری برای مطهری نداشت. شیوه پاسخگویی احمدی نژاد به سوالات نمایندگان، خستگی آن همه تلاش برای سوال از رئیس جمهور را در وجود مطهری باقی گذاشت.

اما علی مطهری، علاوه بر قطعی کردن حضور محمود احمدی نژاد در مجلس، برای پاسخ گفتن به سوالات نمایندگان، در سال ۱۳۹۰ از حیث دیگری نیز خبرساز بود. او در سال گذشته، تلاش کرد تا تبیین جدیدی از نسبت و رابطه کارگزاران نظام اسلامی با ولی فقیه بدست دهد؛ تبیینی که از نظر مطهری، نه جدید بلکه فراموش شده است.

مطهری درباره پرحرف و حدیث شدن انتقاد از رهبری در جامعه ایران گفت: اطرافیان و مریدها در پاره‌ای موارد موضوع را از روال عادی خارج می‌کنند و شخص مورد نظرشان را در حدی قدیس و آسمانی جلوه می‌دهند که می‌خواهند از او بت بسازند، اینها در حقیقت دنبال منافع خودشان هستند و دوست ندارند شخصیت مورد علاقه‌شان مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد … بارها دیده شده که در یک مراسم رسمی فردی از رهبر انقلاب سؤالی پرسیده و ایشان با روی باز جواب داده‌اند و انتقاد از خود را امری نکوهیده تلقی نکرده‌اند و بدون آن که از آن فرد ناراحت شوند، سخن انتقادی را گوش کرده و پاسخ داده‌اند و حتی از آن فرد تشکر هم کرده‌اند. ”

از نظر مطهری پذیرش حکم حکومتی، ملاک التزام عملی به ولایت فقیه است. بنابراین مقامات سیاسی، حق دارند رایی مخالف رای رهبری داشته باشند و حتی بر مبنای رای خود به امور جامعه سر و سامان دهند مگر اینکه رهبری حکم حکومتی صادر کند و صریحاً از آنها بخواهد که رای خود را مبنای سیاستگذاری و سیاست ورزی شان قرار ندهند.

علی مطهری در این باره گفت: ” اگر احزاب برخلاف نظر ولی‌فقیه در امور سیاسی یا اجتماعی نظری داشتند و حکم حکومتی هم در کار نبود، هیچ خدشه‌ای به اعتقاد آنان نسبت به ولایت فقیه وارد نمی‌شود، حتی مجلس می‌تواند برخلاف نظر ولی‌فقیه مصوبه داشته باشد، اگر اشکال شرعی داشت، شورای نگهبان ایراد می‌گیرد و اگر مصلحت بزرگی نادیده گرفته شده بود آن وقت ولی‌فقیه تذکر می‌دهند و مجلس اصلاح می‌کند. ”

وی علت درک انحرافی از ولایت فقیه را نگرش اصولگرایان به ولایت فقیه برشمرد و گفت: ” برخی افراد فکر می‌کنند با وجود نهادی به نام رهبری و اصلی به نام ولایت فقیه چه نیازی به وجود احزاب است؟ مثلا رهبری در زمان انتخابات نظرشان را به شکلی بیان می‌کنند و دیگر نیازی به احزاب نیست. در بررسی طرح‌ها و لوایح مختلف در مجلس نیز ولی فقیه نظرش را اعلام می‌کند و مجلس تکلیف خود را می‌فهمد و نیازی به احزاب نیست. این تفکر، تفکر اشتباهی است و برداشتی غلط از ولایت فقیه است که بیشتر هم در بین اصولگرایان رایج است. وجود ولایت فقیه کشور را از وجود احزاب بی‌نیاز نمی‌کند. ”

مطهری در مناظره های انتخاباتی اش نیز نکته های انتقادی بیشتری گفت که عمدتاً به عملکرد دولت و حامیان محمود احمدی نژاد بازمی گشت. او در مناظره اش با بذرپاش، مشاور احمدی نژاد، دولتی ها را متهم کرد که در صدد تصرف دانشگاه آزاد هستند تا از سفره دانشگاه آزاد، لقمه چرب و نرم دیگری به اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی بیفزایند.

وی خطاب به بذرپاش، که مطهری را به بیان سخنان ” بی بی سی شادکن ” متهم می کرد، گفت: ” اینکه می‌گویید حرفی نزنید چون بی‌بی‌سی آن را پخش می‌کند پس هیچ اصلاح اموری نباید در مملکت رخ دهد، حرف امام (ره) این نیست که خفه‌خون بگیرید و هیچ چیز نگویید، بلکه کاری که تنها اثرش شادی دشمن باشد نباید انجام داد، بی‌بی‌سی خوشحال می‌شود که بشود، هر کس هر کاری خواست انجام دهد ما چیزی نگوییم، سه هزار میلیارد می‌خورند، چیزی نگوییم چون بی‌بی‌سی ممکن است آن را تیتر کند … با همین تحلیل‌ها مملکت را به این روز انداختید. فکر می‌کنید که بین دفاع از نظام و دفاع از حقوق مردم دیوار کشیده شده در حالی که دفاع از مردم، دفاع از نظام است. ”

مطهری در سال ۱۳۹۰ حتی از شرط های محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات نیز دفاع کرد و آن شرط ها را عادلانه خواند.
در مجموع سال ۱۳۹۰ برای علی مطهری، سال عبور از خط قرمزهای متعارف بود. او در این سال، رئیس جمهور را ملزم به پاسخگویی کرد.
مطهری در انتقاد از حمله به سفارت بریتانیا سخن گفت و به ذکر خاطره ای معنی دار از پدرش پرداخت: ” در زمان حیات شهید مطهری چریک‌های فدایی در اقدامی وارد سفارت آمریکا شدند، وقتی خبر به شهید مطهری رسید، ایشان بلافاصله به عنوان رئیس شورای انقلاب به آقای مهدوی کنی که آن زمان رئیس کمیته‌ها بود دستور داد چریک‌های فدایی را از سفارت بیرون کنید، ایشان تأکید داشتند نباید به آنان اجازه داد چهره انقلاب اسلامی، آن هم در روزهای آغازین پیروزی تخریب شده و برای کشور مشکل به وجود آورند. ”

علی مطهری، به احتمال بسیار زیاد، در سال ۱۳۹۱ نیز خبرساز و برای خیلی ها نیز دردسر ساز خواهد بود. او اگر چه به هیچ وجه وزن تئوریک پدر را ندارد اما شجاعت و صراحت او را، در بیان آنچه که حق می پندارد، کاملاً به ارث برده است.

علی مطهری، اصولگرایی شجاع است که اگر چه نگاه مدرنی به مقوله ” سبک زندگی ” ندارد ولی اصولگرایی اش نه ریاکارانه و آلوده به انواع آلودگی ها بلکه صادقانه و مطهر از پلیدی است.

عصر ایران

پیگیری سایت خبری تحلیلی بامداد نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط bamdad در شنبه, ۰۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ

دیدگاه